اكنون بهتر است از سه كالج ديگر صحبت كنيم كه در نيمهٴ اول سدهٴ چهاردهم تأسيس شدند، اِكسِـتِر، اوريِل و كوينز.
اِكسِـتِر (1314 ـ 1316). چهارمين كالج آكسفورد درحدود 1314 توسط والتر دو استاپِلدُن(1261 ـ 1326) اسقف اِكسِـتِر تاحدي مطابق با كالج باليول ساخته شد. درآغاز استاپلدن هال ناميده ميشد (رشدال 2، 201 ـ 203).
اوريِل (1324). پنجمين كالج آكسفورد در سال 1324 بهوسيلهٴ آدام دو بروم رئيس مدرسهٴ سنت مري در آكسفورد ايجاد شد و در سال 1326 ادوارد دوم آن را از نو تأسيس كرد. در آغاز خانهٴ استادان سنت مري نام داشت و نام آن اوريِل از آن مشتق شده است. اين از همهٴ كالجهاي پيشين، جز مرتن مهمتر بود. براي عضويت در آن امكان رقابت وسيعتري ايجاد شده بود.
ازاينرو انتخاب افراد شايستهتري را ممكن ميساخت. دراين زمينه اوريِل تأثير آزادمنشانه و سودمندتري داشت (رشدال 3، 203 ـ 7).
كوينز (1341). ششمين كالج آكسفورد بهخاطر ملكه فيليپا (?1314 ـ 1369) همسر ادوارد سوم و حامي فرواسار، كوينز كالج (= مدرسهٴ ملكه) ناميده شد. البته اين كالج در سال 1341 بهوسيلهٴ پيشكار او رابرت ايگلسفيلدي تأسيس شد و بهوسيلهٴ او تحت حمايت ملكههاي انگليس قرار گرفت. مقررات كالج كوينز خيلي دقيقتر از كالجهاي پيشين بود و همهٴ مسايل زندگي روزمره و معنوي موٴسسه با جزئيات در نظر گرفته شده بود (رشدال 3، 207 ـ 210).
قديمترين كتابخانهٴ زنجيردار انگلستان را درحدود 1320 توماس دو كُبهام اسقف ووستر در تالار اجتماعات قديم كالج سنتمري تأسيس كرد. مقارن سال 1300 در كتابخانههاي عمومي يا نيمه عمومي سه روش كتابداري وجود داشت. ممكن بود كتابها را به رحل يا نيمكت ببندند؛ آن را در صندوق يا گنجهٴ دربسته بگذارند؛1 يا اينكه بدون چفت و بست در اتاقي قرار دهند تا در آنجا دانشجويان آنها را به ايوان و شاهنشين جلو پنجره ببرند و زير نظر كتابدار به مطالعه بپردازند. همهٴ كتابهاي كتابخانه داراي زنجير و چفت و بست نبودند، بلكه تنها بخشي از آنها را ميبستند و بقيهٴ كتابهايي را كه براي امانت دادن در نظر گرفته ميشد، نميتوانستند زنجير كنند. در كتابخانهٴ مرتن تعداد كتابهاي بسته شده از تعداد كتابهايي كه مورد استفاده شخصي دانشجويان قرار ميگرفت، كمتر بود. در سال 1418 در پيترهاوس كمبريج، از 302 كتاب 143تاي آن زنجير شده بود و 125 جلد براي توزيع ميان اعضا بود.
گرچه كتابخانههاي زنجيردار نهادهاي قرون وسطايي بهشمار ميآيند، ولي در عصر نوزايي